Linkedin Instagram YouTube Telegram

روابط عمومی علیه روابط عمومی!

✍ سیدحسین قوامی

«مادر به تنهایی کنج خانه نشسته بود و حال نزاری داشت. پسر بی‌توجه به مادر به جای آنکه چکه آبی به وی برساند، غرق در فیسبوک بود و این پست را گذاشت: “همه هستی‌ام مادرم” … پست پسر کلی لایک خورد! اما مادر در غم و تنهایی چشم از دنیا فروبست.»

این روایت کوتاه و تراژیک را به یاد داشته باشید تا به اصل موضوع بپردازیم.

«روابط عمومی» پدیده اعجاب انگیزی است و تعاریف فراوانی دارد، اما وجه مشترک تمام تعاریف تاکید بر «مدیریت ارتباطات با ذی نفعان سازمان» است. به این اعتبار، وزن و میزان تاثیرگذاری تمام واحدهای روابط عمومی و در صدر آنها، تشکل هایی که برای این حرفه تشکیل شده اند، با توانمندی آنها در مدیریت ارتباطات قابل اندازه گیری و عیارسنجی است. به بیان دیگر اگر تشکلی به نام روابط عمومی تاسیس شود و نتواند ارتباط خوبی با تشکل های دیگر به عنوان بخشی از ذی نفعان خود برقرار کند، مثل شیر بی سر است که مولوی می گوید: «اینچنین شیری خدا خود نافرید»

نگارنده آمار دقیقی از تعداد تشکل هایی که در حوزه روابط عمومی فعال هستند، ندارد، اما آنچه عیان است تفرق و گسستگی بیش از حد آنهاست. البته شایان ذکر است که تمام بزرگواران و اساتیدی که دراین تشکل ها فعالیت می کنند، صاحب تجربه و دانش و دلسوز روابط عمومی هستند و هر کدام به نوبه خود تلاش دارند تا این حرفه را به جایگاه شایسته و بایسته خود برسانند، اما برای این حقیر همواره جای سئوال است که جامعه محدود روابط عمومی ایران چه نیازی به رویش هر روزه ی موسسه، انجمن یا خانه ای برای خود دارد و تعدد این تشکل ها چه سهمی در ارتقای کیفی دانش روابط عمومی داشته و دارد؟!

از طرفی، چگونه امکان دارد تشکلی که مهمترین اصل و اساس فعالیتش تقویت ارتباطات با ذی نفعان است، کوچکترین تعامل و ارتباطی با سایر تشکل های هم صنف خود نداشته باشد و هر کدام به صورت جزیره ای دورافتاده مشغول فعالیت باشند و همایش و سمینار و کنفرانس برگزار کنند؟!

چگونه امکان دارد دست اندرکاران تشکل هایی که برای رشد و ارتقای دانش روابط عمومی تشکیل شده، نه تنها در برنامه های یکدیگر حضور پیدا نکنند، حتی گاهی علیه یکدیگر موضع گیری کنند؟! آیا این همه گسستگی و پراکنندگی در راستای اصول و فنون روابط عمومی است؟!

این همه فاصله در جامعه ای که قاعدتا باید سرآمد و متخصص ارتباطات و پیشتاز حسن تفاهم باشند، طنز تلخی است که دکتر شفیعی کدکنی در موردش گفته است: «جایی که نان گرسنه شد و آب تشنه زیست»!

کاش به جای این همه تنوع و تکثر، شاهد انسجام و هم افزایی تشکل های روابط عمومی بودیم که طبیعتا رویای دستیابی به سازمان نظام روابط عمومی ایران را به واقعیت نزدیکتر می کرد و ضمن افزایش کارآمدی و توانمندی واحدهای روابط عمومی، امکان دفاع از حقوق صنفی و حرفه ای آنها را نیز فراهم می کرد. در حالی که این تشتت و تفرقه و برگزاری سالانه چندین همایش، کنفرانس، سمپوزیوم و سمینار ریز و درشت توسط تشکل های مختلف و اهدای صدها لوح و تندیس و گواهینامه، بیشتر یادآور پسرک داستان کوتاه و تلخ ابتدای نوشته است که بی توجه به مادر خود، پست می گذارد و لایک جمع می کند… و بی چاره مادری که از بین می رود!