Linkedin Instagram YouTube Telegram

علم ارتباطات یا بازآفرینی قیصرها؟!

سیدحسین قوامی

چندی پیش همزمان با یک روحانی سوار مترو شدم. هنوز چند لحظه ای نگذشته بود که جوانی رو به روحانی کرد و گفت: «حاج آقا چرا بنز و BMW را کنار گذاشتی و سوار مترو شدی؟! شما که پولت از پارو بالا میره…»

ادامه گفته های جوان به قدری زننده بود که نمی توانم بنویسم. اما یادم می آید حاج آقای روحانی بدون آنکه کوچکترین سخنی بگوید، هزار رنگ عوض کرد و در اولین ایستگاه پیاده شد و رفت. اندکی به فکر فرو رفتم و در گوش آن جوان گفتم: واقعا فکر میکنی اگه حاج آقا بنز سوار و اختلاسگر بود، سوار مترو می شد؟ چرا وقتی دستت به حاج آقای فرضی در ذهنت نمیرسه، عقده ات رو سر این بنده خدایی که مشخصه از جنس خود ماست، خالی میکنی؟!»

از آن ماجرا چند ماهی گذشت تا با تیتر خبر این روزها مواجه شدم: «روحانی چاقو خورده در مترو تهران جان سپرد» شرح خبر بسیار عجیب و شگفت انگیز است: «یک متهم سابقه‌دار برای حل مشکلات و دریافت حق و حقوق خود مقابل مجلس رفته، اما موفق به ورود به مجلس نمی شود، بنابراین تصمیم می گیرد یک نفر که دارای سمت و مسئولیت است را به قتل برساند! سپس با دیدن یک روحانی در مترو، گمان می کند که چون روحانی است، باید دارای سمت و مسئولیت باشد، برای همین وی را با چاقو به قتل می رساند!»

اینگونه رویدادها قطعا دارای وجوه گسترده ای است و حتما از زوایای علوم مختلفی چون روانشناسی، علوم اجتماعی، حقوق، جرم شناسی، علوم دینی و … می توان آنرا مورد مطالعه و تحقیق و بررسی قرار داد. اما نگارنده در این نوشتار از زاویه علوم ارتباطات نگاه گذرایی به ماجرا انداخته و تنها به یکی از هزاران وجه ماجرا می پردازد. (قطعا این نوشتار سعی ندارد تا مسئولیت شخص قاتل را نادیده گرفته یا از سایر عوامل وقوع جرم غفلت کند، بلکه برآن است که فقط یکی از زوایا را به صورت گذرا بیان نماید.)

دو پژوهشگر به نام های کتز و کان (Katz & Kahn) در سال ۱۹۷۸ چنین می گویند: “ارتباطات با مبادله اطلاعات و انتقال مقصود، روح و اساس سیستم اجتماعی را تشکیل می دهد.” (ریچارد. اچ. هال، ۱۳۷۶ ،ص۲۷۸ (

همانند سیستم اعصاب انسان که نسبت به محرکها واکنش نشان می دهد و با ارسال پیام به اعضای مختلف بدن پاسخ ها را هماهنگ می کند، ارتباطات نیز اقدام بخش های مختلف سازمان اجتماعی را هماهنگ می سازد. (مورهد/ گریفین، ۱۳۸۰، صص۴۵۱-۴۵۰)

از طرفی به تجربه ثابت شده که ریشه بسیاری از مشکلات فردی، سازمانی و اجتماعی را می توان در کمبود ارتباطات مؤثر جستجو کرد. اگر ارتباطات صحیح برقرار نباشد، گردش امور مختل شده و کارها آشفته می شوند. (الوانی، ۱۳۸۰ ،ص۱۶۷)

بنابراین از منظر علم ارتباطات، آشفتگی هایی از این دست حاصل فقدان ارتباطات موثر میان افراد یا لطمه وارد شدن به ارتباطات گروهی و اجتماعی است که اگر این روند استمرار داشته باشد منجر به تشتت بیشتر و واگرایی بیشتر جامعه می شود. بنابراین کاش نهاد، سازمان، یا وزارتخانه ای مسئولیت این موضوع را پذیرا شود و با مطالعات دانشگاهی، مانع حرکت شتابزده به قهقرا شود.

اگر قرار بود روزی تحقیقی بر روی موضوعاتی مانند «قتل روحانی در مترو» انجام شود، قطعا ۳ پرسش زیر در صدر سئوالات تحقیق قرار می گرفت:

  • آیا برقراری و تقویت ارتباط دوسویه از جانب نهادهای حاکمیتی و ارائه بازخورد مناسب به پیام های ارسال شده از طرف مردم، نمی تواند مانع وقوع چنین رویدادهایی شود؟
  • آیا تقویت و تحکیم ارتباطات میان فردی، نمی تواند موجب شناخت بهتر افراد و تعامل سازنده گروه ها، اقشار، اصناف یا طبقات اجتماعی و کاهش تعارض، پیش داوری و قضاوت های بی اساس شود؟
  • اگر تفکر انتقادی ترویج می شد و ساز و کار مناسب ظهور و بروز وجود داشت، آیا نسل قیصرهای چاقو به دست رو به انقراض نمی رفت؟