روابط عمومی علیه روابط عمومی!

✍ سیدحسین قوامی

«مادر به تنهایی کنج خانه نشسته بود و حال نزاری داشت. پسر بی‌توجه به مادر به جای آنکه چکه آبی به وی برساند، غرق در فیسبوک بود و این پست را گذاشت: “همه هستی‌ام مادرم” … پست پسر کلی لایک خورد! اما مادر در غم و تنهایی چشم از دنیا فروبست.» Continue reading “روابط عمومی علیه روابط عمومی!”