ایده ها مثل بذر هستن که وقتی میکاری، نمیدونی چی میشه؟! یا سبز میشه و جوونه میزنه، یا میسوزه و هیچی به هیچی!
این ایده هم از همونایی بود که با شک و تردید به سمتش رفتم و نمیدونستم نتیجهش چی میشه!
در ظاهر خیلی ساده بود! قرار بود در روزهای برگزاری نمایشگاه نفت (۲۷ تا ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲) هر روز یک بوم سفید نقاشی در غرفه قرار بگیره و استاد هنرمندی با استفاده از نفت میدان سپهر و جفیر شروع به نقاشی کنه. در پایان هر روز هم نقاشی به نفع کودکان طیف اتیسم به حراج گذاشته بشه و به بیشترین پیشنهاد قیمت فروخته بشه…
همینطور شوخی شوخی قضیه جدی شد و همه پای کار اومدن و کارستونی شد!
روز اول تابلوی نقاشی به قیمت ۲۵۰ میلیون تومان فروخته شد و روز دوم یک میلیارد تومان!
در روز آخر (چهارم) بیست و هفتمین نمایشگاه نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی، موضوع نقاشی با نفت و قیر دهان به دهان چرخیده بود و خیلیها خبردار شده بودند و کلی پیشنهاد قیمت داشتیم. انگار معجزهای در راه بود!
حتی اصحاب رسانه و دوستان خبرنگار هم میخواستند با هم جمع شوند و یکی از تابلوها را خریداری کنند، اما حمایت معنوی و پوشش گسترده اخبار توسط آنها کاری مهمتر و با ارزشتر بود که به لطفشان انجام شد.
در روز آخر اتفاقات عجیب و غریبی پیش آمد که نمایشگاه نفت عطر همراهی و همدلی و نوعدوستی گرفت…
به خاطر استقبالی که شده بود، دو تابلوی نقاشی آماده حراج شد و همه منتظر بودند تا خریدار دو تابلوی باقیمانده مشخص شود، اما در کمال تعجب شرکت پیشرو گروپ پیش قدم ساخت و تجهیز یک مدرسه هوشمند اختصاصی برای کودکان اتیسم شد تا انشالله بخشی از مشکلات آموزشی این عزیزان برطرف شود.
در نهایت با حضور پرشور علاقهمندان دو تابلوی آخر به حراج گذاشته شد و معجزه به وقوع پیوست! نقاشی چهارم را شرکت هوایار به قیمت پنج میلیارد و نقاشی پنجم را شرکت شهر کاتالیست به قیمت هشت میلیارد تومن خریداری کرد!
باورتون میشه؟! با اتمام نمایشگاه علاوه بر ساخت مدرسه، حدود پانزده میلیارد تومان کمک نقدی جمع شد!
اولین روز بعد از نمایشگاه نیز با حضور مدیر و جمعی از اعضای انجمن اتیسم ایران جلسه داشتیم و انشالله به زودی خبرهای خوبی برای خانوادههای دارای فرزند اتیسم خواهیم داشت.
- تولد کودک اتیسم دست کسی نیست، اما ادامه زندگی او دست همه ماست.
- اتیسم رو بشناسیم و کودکان دارای اتیسم رو درک کنیم.
سایر فیلم ها