تفاوت شرکت‌های خصوصی و دولتی در تعامل با ذی نفعان و تقویت برند

در بازار آزاد و تجارت جهانی، معمولا شرکت‌های خصوصی برای کسب موفقیت اقتصادی محکوم به جلب رضایت مخاطبان و مشتریان هستند و همواره باید در تعامل با آنها نیازها و خواسته‌های آنان را بدانند و رضایت‌سنجی کنند. از این رو برای شرکت‌های خصوصی کانال‌های ارتباطی دو طرفه، حضور در شبکه های اجتماعی و تعامل سازده با افکار عمومی نقشی حیاتی و تعیین کننده دارد.

اما در شرکت‌های دولتی نیازهای مشتری اهمیت چندانی ندارد و تنها با تکیه بر رانت و انحصاری که در اختیار دارند فعالیت می‌کنند. برای همین است که شرکت‌هایی مثل ایران خودرو و سایپا بدون توجه به استانداردهای روز دنیا به تولید خودروهایی با کیفیت نازل و قیمت گزاف می‌پردازنند و نیازی به جذب مشتری و اقناع و ترغیب افکار عمومی ندارند.

در چنین ساختاری اصولا نظر مشتری اهمیت چندانی نداشته و به تبع آن لزومی برای پاسخگویی نیز وجود ندارد.

در حالیکه حیات و ممات شرکت‌های خصوصی در گرو جذب رضایت مردم است و اگر نتوانند با مشتری مداری و برندسازی نظر آنان را جلب کنند، محکوم به شکست هستند.